آرزو!

دیروز سه تا دختر جلومو گرفتن و ازم پرسیدن تو همون نیستی...؟!

منم با تعجب گفتم چرا خودمم!

.

.

.

بعد یهو

.

.

.

.

همشون با تیغ رگشونو زدن!

پرسیدم چرا این کارو کردید؟ یکی از دخترا که نفسای آخرشو میکشید گفت: ما همیشه آرزو داشتیم فدای تو بشیم حالا به آرزومون رسیدیم!

 

بابا نکنید این کارا رو!

من جرات ندارم از خونم میرم بیرون تیپ بزنم!

بابا من دل دارم!

/ 5 نظر / 7 بازدید
يه نفر..

نارسيسيسم داري پسر خوب ؟ [نیشخند]

شیما

نه عزیزم اینا برا دختر پسر اصفهانیا نوشتن