مرتضی جان خداحافظ

نگران منی که نگیره دلم

واسه دیدن تو داره میره دلم

نگران منی مثل بچگیام

تو خودت میدونی من ازت چی میخوام

 

مگه میشه باشی و تنها بمونم

محاله بذاری محاله بتونم

دلم دیگه دل تنگیاش بی شماره

هنوزم بجز توکسی رو نداره

 

عوض میکنی زندگی مو

تو یادم دادی عاشقی مو

تو رو تا ته خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی رو ندیدم

 

نگو دیگه آب از سر من گذشته

مگه جز تو کی سرنوشتو نوشته

تحمل نداره نباشی

دلی که تو تنها خداشی

/ 1 نظر / 8 بازدید
تیردادحسینی

سلام.. آره داداش مرتضی رفت... خیلی زود اومد وزودم رفت... حیف که رفت حیــــف... حیف که امسال میخواستم برم بیمارستان ببینمش نشد... [ناراحت]